| SMS | خشک میره تو خیس درمیاد ، سفت میره شل درمیاد ، بی رنگ میره تو قرمز درمیاد ، سرد میره تو داغ درمیاد ( چای کیسه ای گلستان ) |
| JOK | دایناسور به دوست دخترش میگه بیا بریم سینما دوست دختره میگه نمیام میگه بریم رستوران میگه نه میگه بریم خونه ی من میگه نه بهش میگه همین كارها رو كردی كه نسلمون مونقرض شد! |
| SMS | ای رفیق مهربان هر شب دعایت میکنم ، گرندارم ثروتی جانم فدایت میکنم. |
| JOK | قل مراد میره خواستگاری دختر رو می بینه ازش خوشش نمیاد میگه: ما می ریم یه دوری می زنیم بر می گردیم |
| SMS | دوستی تکرار دوستت دارم نیست ، دوستی فهمیدن ناگفتنی های کسیست که دوستش داری. |
| JOK | به قل مراد میگن یخچالتون چرا برفک میزنه ؟میگه لابد بازم آنتنش کج شده. |
| SMS | شبها که بی تو پلک غزل بسته می شود ، از لحظه های بی تو دلم خسته می شود ، باور نمی کند دل مغرور و ساکتم ، هر لحظه بیشتر به تو وابسته می شود . |
| JOK | یه موز و یه پسته با هم دعواشون می شه، موز به پسته میگه: که چرا همیشه نیشت بازه؟ پسته میگه: از تو که بهترم، بخاطر 200 تومن جلوی همه شلوارت رو می کشی پایین! |
| SMS | میگن خوشتیپ ها عمرشون کوتاهه خوش به حالت حالا حالا ها زنده ای !!! |
| JOK | یه دکتری رفته بوده یكی از دهات و بهشون اصول بهداشت و نظافت رو یاد می داده. اتفاقأ همون موقع یه گربه ای داشته...ونشو ( پشتشو ) می لیسیده و خودشو تمیز می كرده. جناب دكتروسط سخنرانی میگه: مثلأ نگاه كنید، حتی این گربه كه حیوونه و عقلش نمی رسه هم داره خودشو تمیز می كنه. یهو یكی از دهاتیها از وسط جمع بلند می شه میگه: آقای دكتر، نه فكركنی عقلمان نمی رسد ها، زبانمان نمی رسد. |
| SMS | ای با صفا / تورا زنم صدا اس ام اس میدادی گدا/ اگر داشتی وفا |
| JOK | یه آبادانیه میره تو مغازه به یارو میگه: کا، بلوز داری؟ مغازه داره میگه: نه. آبادانیه میگه: کا، شلوار داری؟ مغازه داره میگه: نه. آبادانیه با تعجب میگه: کا، پس چرا رو شیشه نوشتی: کا لباس داریم؟ |
| SMS | جریان چیه که جسد اونایی که ادعا میکنن برای ما میمیرن ، هیچوقت پیدا نمیشه !؟ |
| JOK | بسیجیه می ره عروسک فروشی به صاحب مغازه می گه آقا یه دونه از اون خواهرا بده! |
| SMS | چراغ دوستی تو در فلب من روشنه ، حتی در ساعات اوج مصرف ! |
| JOK | یک نفر به خواستگاری رفته وبه دختره میگه:من ادم صبوری هستم دختره هم میگه معلومه ، اگه ادم صبوری نبودی این دماغ رو چند سال تحمل نمیکردی |
| SMS | سلام ، خوبی ؟ دشمنان دارن دانشمند های کشور رو ترور میکنن ! شاید این آخرین پیامم باشه ! حلالم کن ! |
| JOK | سر کلاس پزشکی استاد به دانشجوها میگه : کدوم عضو انسانه که تا 9 برابر بزرگتر میشه؟ دختره میگه استاد من میدونم ولی روم نمیشه بگم..... پسره میگه : من میدونم استاد مردمک چشمه!! استاد به پسره میگه : آفرین . به دختره هم میگه : شما هم توقع بی جا نداشته باشید!!! |
| SMS | نگاهت مهربونه نازنینم / ابروهات کمونه نازنینم بکش بالا که بردی آبرومو / دماغت آویزونه نازنینم ! |
| JOK | غضنفر داشته میمرده به پسرش میگه بعد از مرگ من به همه بگو بابام ایدز داشت ،پسرش میگه : واسه چی ؟ میگه : هم مریضیه باکلاسیه هم کسی سراغ مادرت نمیاد.. |
اثر استاد بخشوده
بساط قهوه را بچين
هرچه باشد توآخرين ته نشين اين فنجاني
كه مي تواني بخار مرا ببيني
ببيني كه باد دركدام سمت اتاق مراادامه مي دهد و
آيينه هارا در سنگ دستهايم مي پيچد
كه خودرالاي تمام پيراهن ها گم كند
خانه كه از گفت و گوي ما نفس راحتي بكشد
هر چيزي جاي مناسبش قرارمي گيرد
اسب ها به قاب ها برمي گردند
برگ ها به درخت ها مي چسبند
شيشه ها درپنجره ها مي نيشيند
ومن مصراعي مي شوم روي نيش خودنويسم
كه مركب ندارد
امروز امتحان ادبیات داشتیم اما جای شما خالی
بود چون مراقبمون ۱ ذره شنگول بود
ما هم حرفه ای بودیم
خلاصه امتحان ۲۰ نمره بود فک کنم من ۲۱ نمره تقلب کردم!![]()
بعدش یه فوتبال جانانه کردیم که ۳ به ۱ باختیم
بعد رفتیم سر کلاس شیمی نامرد درس داد
بعد تعطیل شدیم و تو سرویس لیزر انداختیم تو چش دخترای مردم
بعدش دیگه اومدیم خونه![]()
دوستان لطفا فقط جنبه ی مثبت مطلب بالا رو دریافت کنن!![]()
پارسال کلاس تقویتی ریاضی برامون گذاشته بودند.ما ساعت ۲ تعطیل میشدیم اما کلاس ساعت ۳ بود![]()
تو این ۱ ساعت کلی حال میکردیم.۱ روز گفتیم بریم تا گیم نت پارک (۴ یا ۵ کیلومتری مدرسه) اما دم را گفتیم یک نگاه به مدرسه فرزانگان بزنیم
(فرزانگان دم راه بود و ۲ یا ۳ کیلو متر با مدرسه ما فاصله داشت!
)
اونجا که بودیم رفتیم پشت مدرسه اما اقا میلاد ۱ سنگ برداشت و پرتاب کرد
منم گفتم کم نیارم ۱ سنگ به این هوا برداشتم و زدم تو شیشه پیشتیشون
.بچه ها ترسیدن و میگفتن الان بابای مدرسه میاد کارمون رو میسازه
(اما من نترسیدم چون امثال این کارارو زیاد انجام داده بودم
) تا به خودمون جنبیدیم شد ساعت ۳:۱۵
اوضاع خیلی ضایع بود اما با هزار زور و بدبختی رسیدیم سر کلاس
اما دبیرمون گفت کجا بودین؟
علی گفت رفته بودیم چیزی بخوریم دیگه دیر شد...![]()
من آخرش ریاضی افتادم و شهریور جای شما خالی
...
سلام
امروز امتحان زبان داشتم![]()
البته خیلی ساده بود و فکر کنم ۱۷ یا ۱۸ بگیرم![]()
با آرزوی اینکه همه مردود بشید![]()
آقای بخشوده دبیر ادبیات منه و من خیلی ازش خوشم میاد چون خیلی از نظر ادبی قویه!![]()
قلم بچرخد و
من
چيزي نيابم تا بر آسمان بومم بيفشانم
و اين همه
آسمان بماند روي دستم
و حتي
چند كلاغ نباشد
تا خال آبيهاشان كنم
قلم بچرخد و چيزي شبيه ارَه
دستهايم را بسايد و
چيزي شبيه ابر
چشمهايم را بپوشاند
و چيزي شبيه تو
بگويد
شعرت را خط نزن
گاهي دستمال گريههاي ماست
از امروز می خوام خاطراتمو تو این وبلاگ درج کنم!![]()
۱ خاطره:آشنایی با بلاگفا
اول راهنمایی بودم تازه تیز هوشان قبول شده بودم.۱ دوست به نام علی داشتم که خیلی پز میداد!
میگفت من سایت دارم و...
یه روز که رفتیم کارگاه آی تی منو با بلاگفا آشنا کرد و منم خیلی خوشحال شدم
البته این دوست ما هنوز هم میگه من یادت دادم و من تو رو بالا آوردم و...
اولش ۱ وبلاگ زدم که متاسفانه اسمش یادم نمیاد
من خیلی به اینترنت علاقه داشتم و هنوزم دارم به خاطر همین تو این ضمینه خیلی پیشرفت کردم![]()
من اون موقع از آقا علی جلو زدم و حالا هم خیلی پیشرفت کردم
چند تا از وبلاگ های من:
parspc.tk
gunman.tk
gunman.blogfa.com
gi.hoo.ir